خمار مست چشم تورا درمان نشودشفاگر نیابد مریض تو پشیمان نشودرسید بهار و شکوفه ها سرباز کنندچو ابر بگرییم و لب خندان نشودگذشت بهاران و نیامد بهار وصالمباد در این بهار گل مهمان نشودبه سفره عید ننشینیم ...