![]()
غم سنگین زعشق درسینه داریم
به دل باز آتشی دیرینه داریم
عجب سخت است گردشهای پرگار
میان مه مهاجر گشتی ای یار
زرخسارمهت گلها شاداب
به دست خود بدادی بر هم آب
گهی با یاس گهی نیلوفرانه
زدی برگ درختان را تو شانه
شب و روز بر در میخانه بودی
سرود عشق مستانه سرودی
تورا ساقی به نزد خود همی خواند
تهی جامی برای ما همه ماند
به میلاد گل پاک خراسان
به نزد یار رفتی تو خرامان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس نصیری